نسل ما ، نسل پرمدعایی است یا به جا یا بی جا! و صد البته هنوز هم حق این نسل آنچنان که باید و شاید ادا نشده است.به هر حال خواسته ها و داشته های این نسل را در تمام شئون فرهنگی مملکتمان هم می بینیم و هم نمی بینیم. مقدمه را طولانی نکنم ، به باور من موسیقی ایرانی دوران طلایی خود را پشت سر گذاشته است، نه اینکه آدم های طلایی نداشته باشد. واقعیت این است که سالهاست بزرگان تحمل همدیگر را ندارند.به پیشینه اگر نگاه کنیم پشت هر آهنگ و هر تصنیف و هر ترانه موفقی اسامی کسانی به چشم می خورد که فقط جمع آنها ماندگاریشان را رقم زده است. دوران رادیو و برنامه گلها را بیاد بیاوریم یا گروه چاووش و سپیده را ، مثلت سایه، لطفی و شجریان را! و بعدتر مشکاتیان و شجریان را ! و سه گانه بیداد و نوا و دستان را! ناظری ها و پورناظری ها را! و حال را نگاه کنیم. حتی کارهای بزرگان هم کارهای معمولی به نظر می رسند.چون از هم جدا افتاده اند و یکی از دلایل اسقبال از موسیقی پاپ هم همین جدایی هاست. الغرض اگر مافیای موسیقی مجالی به نسل ما بدهد این نسل هم حرفهایی برای گفتن دارد. و اما دلیل این نوشته “زرد و سرخ و ارغوانی ” امیر حسین سام است.اثری بی نظیر و ماندگار که تشویق بزرگان را هم در پی داشت و صد البته هنوز هم حق خود را نگرفته است.خود امیر حسن سام در وبلاگش(البته الان به روز نمی شود) در این باره نوشته است:
“از دوستان میشنوم که «زرد، سرخ، ارغوانی» در ایران منتشر شده است. دوستی میگوید که امروز آن را از انتشارات «بتهون» تهیه کرده. یاد و خاطره روزهای خلق و ضبط این کار در دلم زنده می شود. انبوهی از خاطرات تلخ و شیرین را به یاد میآورم و ناخودآگاه لبخندی بر لبانم و اشکی در چشمانم مینشیند.
به یاد میآورم روزها و شبهایی را که در خلوت خود این نغمهها را مینواختم و زمزمه میکردم. به یاد میآورم روزی را که برای اولین بار «زرد، سرخ، ارغوانی» را در میان جمعی از فرهیختگان خواندم و تا به خود آمدم دیدم که دوستان یکدل، همنفس و همآواز آهنگساز خستهدل شدهاند.
به یاد میآورم شبها و روزهایی را که ساعتهای مدید در بیمارستان کار میکردم و همسرم بار یک زندگی مشترک را به تنهایی بر دوش میکشید تا هزینه چند میلیون تومانی ضبط «زرد، سرخ، ارغوانی» را پس انداز کنیم و در کشوری که کمتر کسی دلش برای موسیقی ملیاش میسوزد باز صدای سازهای ایرانی را در کنار انبوه تولیدات موسیقی پاپ بشنویم.
به یاد میآورم روزها و شبهایی را که تا صبح در استودیو کار می کردیم و خون دل میخوردیم. زمانی را به یاد میآورم که کسانی خرده میگرفتند که این موسیقی «پولی فونیک» و «خاص» نیست و ساده است. و من ناخودآگاه به یاد «مرغ سحر» میافتادم که هنوز زنده است و سحرگاهان میخواند و در عین سادگی چه زیباست!
به یاد میآورم روزی را که مدیر یک انتشارات بزرگ صوتی تصویری گفت «این اثر متاسفانه ما را به یاد موسیقی دهه شصت میاندازد». و من بینوا تا آن روز فکر می کردم که اوج درخشش و شکوه موسیقی ملی ما در چند دهه اخیر، آن دوره بوده است. و بعد فرمودند «کاش شعر زرد سرخ ارغوانی را با یک شعر عاشقانه عوض کنید» و من میخواستم بگویم در این کار شعر و موسیقی با هم متولد شدهاند، ولی فقط لبخند زدم و بعد در راه، خسته و نومید به حال موسیقی ایران گریستم.
به یاد میآورم روزی را که قرارداد فروش «زرد، سرخ، ارغوانی» را دقیقا به یکدهم قیمت مخارج آن و با کمال رضایت امضا کردم و در دلم گفتم باید این شعله را روشن نگه داریم. باز هم دستمزد طبابتم را جمع خواهم کرد برای کار بعد!! و در چشمان پدرم تبسمی دیدم که گویی میگفت این نوع از جنون موروثی است!
و از همه شیرینتر و ماندگارتر، به یاد میآورم رشته مهر و مودتی که در زمان تولید این کار میان من و «سینا جهانآبادی» و «اشکان کمانگری» شکل گرفت و سرآغازی شد برای کار «گروه سایه» که در آن مهر و عشق و همدلی جایی برای عقل حسابگر نگذاشته است.

برای آشنایی بیشتر با این آهنگساز جوان و هنرمند نوشته خوابگرد را در مورد آلبوم “صبح ،بهار ،باران” بخوانید که انصافاً نوشته کاملی است و برای آشنایی با او کفایت می کند.فقط این را بگویم آثار این هنرمند دیگرگونه با آثاری است که تا حالا شنیده اید.شاید به خاطر دوری این جوان متولد 1357 از وطن خود باشد.و دوری از دو دوزه بازی های اهالی موسیقی وطنی!
شعر و آهنگ: امیرحسین سام
آواز: اشکان کمانگری
نوازندگان آلبوم :
کمانچه: سینا جهان آبادی
سنتور: مجید اخشابی
تنبک: کامبیز گنجهای، امیرعلی سام
نی: پاشا هنجنی
تار و تارباس: آزاد میرزاپور
عود: علی پژوهشگر
دف: حسین رضایینیا
۲- ساز و آواز اصفهان ، فرود به ماهور
اگر مشکلی پیش آمد از اینجا بگیرید.
برای دانلود روی آهنگ ها کلیک کرده و Save target as… را بزنید.
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 23:1
زرد ، سرخ ، ارغوانی- امیر حسین سام
نویسنده: من ومترسکپنجشنبه 13 مهر1385 ساعت: 20:0نمی دونم چه جوری بگم ولی یه خواهش می کنم روی ما رو زمین ننداز ! یه وبلاگ دارم که بعضی وقت ها یه چیزایی می نویسم دوست دارم یه سر بهم بزنی و نظرت رو در مورد نوشته هام بی پرده بگی میشه ؟ به هر حال امیدوارم موفق باشیوب سایت
نویسنده: امید نقویجمعه 14 مهر1385 ساعت: 9:30سلام عزیز دل.
طاعات قبول. خوبی؟
آقا استفاده کردیم و لذت بردیم.
دستت درد نکنهوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: عباس احمدیجمعه 14 مهر1385 ساعت: 12:12سلام و طاعات شما قبول. ما رو که یادت نرفته؟وب سایت
نویسنده: کلوجمعه 14 مهر1385 ساعت: 14:36آقا جان سلام
من اصلا چنین قصدی نداشتم. شما که می دانید در پهنه وسیع مجازی گاهی چنین اشتباهاتی هم رخ می دهد. من همه اش یک شعر نقل کردم.شما این قدر روحتان را اذیت نکنید.من از شما عذر می خواهم وقصد آبرو ریزی هم ندارم.
حالا که این طور شد یه سر بهم بزن بیشتر آشنا شیم.وب سایت
نویسنده: سلبی نازجمعه 14 مهر1385 ساعت: 16:4سلام. این ترانه ها و موسیقی به غایت روح منو تکانید! فوق العاده بودند. موندم چطور پیش از این هیچ نشنیده بودم از این گروه. یاد غزل معاصر افتادم که در اون وبلاگ هم شما همیشه ستاره ها و ناشناخته ها را معرفی می کردید و چقدر خوب بود. اینجا هم خیلی وقتا همون حال و هوا را داره… (البته منظورم این نبود که آقای سام ناشناخته اند.) اون آهنگ “می دانم که می آیی…” بی نظیر بود. دستتون درد نکنه.وب سایت
نویسنده: یکتاجمعه 14 مهر1385 ساعت: 22:25سلام …گمانم زمانی پیش بود که جایی دیگر خواندم و همان موقع رفتم به تهیه از همان فروشگاه مذکور … ممنون از یادآوریی آنچه در گنجه موسیقایی ام دارم … خوب هستید؟وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: ناپیداشنبه 15 مهر1385 ساعت: 0:18سلام. فقط می خواستم یه عرض کوچکی داشته باشم!! به گمان این حقیر قضاوت درباره ی موسیقی حال حاضر، کار آسانی نیست. بهتر است این کار را به آیندگان بسپاریم. به گمان من ادعای رکود موسیقی ادعای بزرگی است. درباره ادبیات هم همین عقیده را دارم. من بر رکود ادبیات هم باور ندارم. به رکود شعر و غزل نیز باور ندارم. بلکه هرکدام مسیر خود را می رود. و البته این مسیر پستی و بلندی هایی دارد و عبور از آنها ناگزیر است. شرایط هم فرق می کند. بگذریم. امشب مطالب ارزشمندی آموختیم. دستتان درستوب سایت
نویسنده: آب و كاشيشنبه 15 مهر1385 ساعت: 8:14حوض كوچيكم تشنهي نمنم بارونتونه. چشم انتظار قلم و قدمتون…. به روزم.وب سایت
نویسنده: سلبی نازشنبه 15 مهر1385 ساعت: 10:13چرا دیگه نمی شه آهنگ ها را دانلود کرد؟ یه چک می کنین لطفا. ممنون.وب سایت
نویسنده: سلبی نازشنبه 15 مهر1385 ساعت: 16:0سلام. بله مشکلی نیست و من دارم فایل ها را دانلود می کنم الان. دست شما درد نکنه.
نویسنده: غلامرضا رزمیشنبه 15 مهر1385 ساعت: 22:16سلام دوست عزیز
با فراخوان جشنواره بین المللی شعر ترکی رضوی بروز هستم.
ممنون می شوم پس از بازدید از وبلاگ به اطلاع محافل ادبی و سایر دوستان نیز در صورت امکان رسانده شود.وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: لی لاشنبه 15 مهر1385 ساعت: 22:55ایشون واقعن نابغه ای هستند در زمینه ی موسیقی… خدا حفظشون کنه… اولین بار آهنگشون رو ترکیب سه تار و پیانو تو بلاگ هداک شنیدم… خدا حفظشون کنه.وب سایت
نویسنده: میثم یوسفیيکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 0:5حتما گوش میدم عزیز !وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: م.ر.تيکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 0:17سلام. عرضه موسيقي سنتي و توليدات اساتيد محترم آن در قياس با تقاضاي جامعه بسيار اندك است. بايد به مردم حق داد كه خريدار كالاهاي ديگران بشوند.وب سایت
نویسنده: كرگدنيکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 9:43يك سبد آواز نو – مصاحبه با اميرحسين سام
مطلب حاضر، مصاحبهای است که بيش از يکماه پيش با اميرحسين سام، نويسندهی «وبلاگ يک سبد آواز نو»، طبيب و آهنگساز ساکن آکسفورد (احتمالاً بعداً لندن) انجام دادهام. بدون هيچ مقدمهی اضافی، متن کامل مصاحبه را بخوانيد. برای بهبود سرعت دسترسی، متن کامل اين مصاحبه را در صفحهای مستقل در «ملکوتی ديگر» نيز آوردهام: متن کامل مصاحبه به امير حسين سام. مصاحبه به اصرارِ من و بعد از انکارهای فراوان اميرحسين سام انجام شد و بالاخره در اينجا برای نخستين بار منتشر میشود.
□ بگذاريد از خلاف آمدِ عادت بگوييم و برخلاف مصاحبههای مرسوم مطبوعاتی، در آغاز از موضوع ديگری بجز سال تولد و آغاز به كار هنری و … گفتوگو كنيم. شما چگونه در دنيای پر شتاب و «شلوغ» روزگار مدرن، معنويت و زيبايی موسيقی اصيلِ روزگاران كهن را، كه مهرِ «سنت» بر پيشانی خود دارند، با اقتضائات اين زندگی جمع میكنيد؟ هر انسانی، از جمله هر نوازنده و آهنگسازی، برای خود فلسفهای برای زيستن دارد و اصل يا اصولی برجسته بر ساير اركان زندگی او سايه میاندازد. شما اگر بخواهيد از اصل يا اصولی فربه و فراگير برای زيستنتان اسم ببريد، چه میگوييد؟
نویسنده: كرگدنيکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 9:47ادامه : http://blog.malakut.org/archives/2006/06/post_1503.shtml
نویسنده: نیلوفريکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 11:13سلام .حال شما؟خوب هستید؟راضیه بانوی عزیز ما خوبن؟ما هم خوبیم.خدا رو شکر.راستی خانم نصرتی اولا دانشگاه سابق شما یا همون دانشگاه تهران ارشد بیوشیمی قبول شده.خیلی هم به شما و هم با راضیه بانو سلام میرسونه.ممنونم که به یادمون بودین.همیشه شاد باشین و پر انرژی .علی یارتونوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: مهدی تقی نژاديکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 14:11سلام مطلب حقی در مقدمه نوشته بودید و بقیه مطلب هم حتما هم همین طور. استفاده کردیم. اگر وقت داشتید یک سر به ما بزنید و نظرتان را هم بفرمایید.وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: غزل محضيکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 14:58سلام رفیق
ممنون از این معرفی های پرزحمت برای تو و مفید برای ما
یه سری هم به غزل محض کمی این سایه ات را بتکان سبکتر شود
یا حقوب سایت
نویسنده: سوداییيکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 14:59تعداد قابل توجهی از جوانان این نسل، شعر یک ترانه را که اصلآ نمی شنوند ، آهنگ را هم از یک گوش می شنوند واز گوش دیگر خارج می کنند . مثلآ اگر به آنها بگویید که این آهنگ اصلآ حرفی برای گفتن نداشت چون با گیتار فقط آکورد میزد . می گویند آهنگش تند که بود همین کافی است!وب سایت
نویسنده: وندیداديکشنبه 16 مهر1385 ساعت: 21:35یعنی که بت های شما را دار باید زد
این جانشین های خدا را دار باید زد
با یک مثنوی به روزم و سخت منتظرت عزیزوب سایت
نویسنده: زینب (ابر سفید)دوشنبه 17 مهر1385 ساعت: 1:28سلام آقا. اجازه آقا؟ به جون خودمون آدرس درست بود.. آقا اجازه یکی می خواد به بقیه بگه بلاگ داره چه طوری باید کامنت بذاره؟ مثلا اگه بره بلاگ مردم بگه: بلاگ شما را دیدم و بسیار لذت بردم و آماده ی تبادل لینک می باشم و به من هم سر بزنید چه طوره؟ … یا مثلا اگه بگه با یک غزل بسیار زیبا از دور از جون شما خودم به روزم بهتر نیست؟.. می شه لطفا من رو در این زمینه یاری کنید؟ من بسیار ناشی و ناوارد و نا آشنا و چند نای دیگر هستم. با تشکر فراوان و کمی لبخند …وب سایت
نویسنده: آب و كاشيدوشنبه 17 مهر1385 ساعت: 8:51ماهيهاي حوضمو به نان و شعر عمران صلاحي تازه كردم . جاتون سر سفرهاي كه پر از مهمونه اما ميزباني نداره خاليهوب سایت
نویسنده: مژگانبانودوشنبه 17 مهر1385 ساعت: 9:28عجب آهنگی ست آقا فرهاد. دیشب تا شنیدم دیر وقت آمدم پیام بفرستم با تلفن که گفتم شاید خواب باشید … عجب اهنگی ست… مخ می زند به قولا! آمدم بگویم اگر اجازه بدهید یک وقتی ازش استفاده کنم با ذکر نام شما که ما را برای اولین بار به فیض رساندید… با آنکه سام را می شناختم و پدر بزرگوارش را نیز اصلا فکر نمی کردم چنین صدای گرمی داشته باشد. دست شما انصافا درست: توشه ای از بهاران ندارد… یادگاری ز یاران ندارد…وب سایت
نویسنده: محسن اشتیاقیدوشنبه 17 مهر1385 ساعت: 10:34سلام فرهاد عزیز… حظی بردیم وافر! ضمنا مژگان بانو صدای اشکان را با امیر حسین اشتباه کرده؟ یا همینطوره و نوشته وبلاگ باید اصلاح بشه؟! اگر این را بگویی یکی دیگر از مشکلات موسیقی را حل (وبلکه منحل!) کرده ای! ماهم کمافی السابق ارادتمندیم… به تعبیر دیگر : ای که از کوچه معشوقه ما می گذری… با خبر باش که از کوچه معشوقه تو می گذرم!!!
نویسنده: امید بلاغتیدوشنبه 17 مهر1385 ساعت: 14:40سلام فرهاد جان.بوطیقا با مطلبی از زهرا باقری شاد با عنوان غزل پست مدرن و جهانی شدن به روز شد منتظر حضور و نظرات ارزشمندتان هستیم.وب سایت
نویسنده: پروانهسه شنبه 18 مهر1385 ساعت: 6:24سلام اقا فرهاد گل مطالبت مثل هميشه زيبا بود موفق باشيد بايوب سایت
نویسنده: محمود سنجری – سیناسه شنبه 18 مهر1385 ساعت: 8:59سلام..به موقع می شنوم…بایت معرفی دستت درد نکند و…ممنونم…در ضمن نفحات کهن تازه شدوب سایت
نویسنده: سیامکسه شنبه 18 مهر1385 ساعت: 15:4سلام رفیق !…خوبی ؟!… معرفی بسیار خوبی بود و اتفاقا ما به چنین نوشته هایی نیاز داریم …حتما این اثر را می خرم چون وقتی تو بپسندی بی شک پسندیدنی ست !….کاش تمام وبلاگستان عرصه نوشته هایی از این دست باشد تا کار خوب اجر ببیند و البته بر صدر نشیند .. شاد باشی و برقراروب سایت پست الکترونیک
نویسنده: محمد روحانی ( نجوا کاشانی )سه شنبه 18 مهر1385 ساعت: 18:34سلام بر شما
دست مریزاد فرهاد جان
با این دست آورد دلنشین ، هم روحمان را تکاندی هم نواختی
خیرت بسیار بادوب سایت
نویسنده: علیرضا صادقیسه شنبه 18 مهر1385 ساعت: 20:23سلام اقا فرهاد استفاده کردیم
با یک غزل به روزم لطف می کنین اگه سر بزنین
یه غزل گذاشتم از یک اشنا
نظر یادتون نرهوب سایت
نویسنده: ابن محمودچهارشنبه 19 مهر1385 ساعت: 16:51سلام آقا فرهاد!
كف كرديم!وب سایت
نویسنده: سایهپنجشنبه 20 مهر1385 ساعت: 7:15چقدر هوای اینجا خوبه… نمی شه رفتوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: سید علی میرافضلیپنجشنبه 20 مهر1385 ساعت: 10:21سلام. آهنگ بسيار زيبايي است.
دلمان را خوش ميكنيم كه كرماني است!وب سایت
نویسنده: مهدیپنجشنبه 20 مهر1385 ساعت: 19:21سلام فرهاد جان ، خسته نباشی داداش ، شرمنده که لینک ها چند روزی خراب بود ، امیدوارم که 40 آلبومی که گذاشتم رضایتت رو جلب کرده باشه ، در این شب های عزیز من رو هم از دعاهاتون محروم نکنید ، در پناه حق ، یا علی مدد …وب سایت
X
دوستان گرامی درود گرم مرا پذیرا باشید
با سپاس از این موسیقی های زیبا.
میتوانید مرا راهنمائی کنید چطور میتونم اونها رو دانلود کنم.
با سپاس از شما.ایمیل بالا درج شده.
منهم مشكل دانلودشون دارم