جلیل آهنگرنژاد هم بالاخره کتابش چاپ شد. آقای آهنگرنژاد را همه شما می شناسید ؛صاحب وبلاگ بیستون(شعر امروز کرمانشاه) و چند وبلاگ دیگر! و اینکه یکی از غزلسرایان توانای دور و بر ماست.اين مجموعه شعر که در ۱۳۲ صفحه چاپ شده در برگيرندهی دو دفتر از شعر های آزاد و کلاسیک اوست؛که باید هنرنمایی او را در کارهای آزاد هم ببینیم.دوستانی که علاقمند به تهیهء کتاب هستند میتوانندبه انتشارات الياس که نبش خیابان۱۲فروردين(خ انقلاب) است،مراجعهنمایند. ضمن تبریک به آقا جلیل عزیز آرزو می کنیم به زودی شاهد چاپ کتابهای دیگر او هم باشیم
با همين شلوار کٌردی و
کمی زاگرس
امسال
چند باران به نام تو باريدهاست ؟!
از چند کوچهی بن بست
بوی کفش هايت میآيد ؟!
با همين شلوار کردی و
کمی زاگرس
در حافظهی چند پرنده
پر پر می زنی !؟
در برف کدام مرز سيم خاردار
در زير جيب چپ پيراهنت
هنوز بوی « هناره » میآيد ؟!
با همين شلوار کردی و
کمی زاگرس
کدام اکسيژن و حلبچه و انفال
ترا در آنتن های دنيا قسمت کرده است ؟!
*********
پنجره ها را
که پاک کردم
از نقاشی کاوه تنها ديواری ماند و
رد انگشتان من
فردا در تمام روزنامه های جهان
مردی منتشر می شود
که پشت ديوار نقاشی پسرش
گم شده است
*******
نه !
اين جادهی مدرن
مرا
به خواب کوچههای سرزمينم نمی رساند
راستی
تو در کجای اين صفر زخمی
خيال می کنی که
بوی تيرهی باروت
دوستی فرشتهو بلوط را
به هم نمی زند ؟!
***
اين صفر زخمی
در کارنامهی
هيچ پرندهی زاگرس نشينی
پر پر نخواهد زد …!
جلیل آهنگرنژاد
طعم روزهای نیامده!
نویسنده: سعیدبیابانکیچهارشنبه 31 خرداد1385 ساعت: 20:58شعرزیبایی بود…امیدوارم دراین پست دوستان مارا مورد لطف قرار ندهند.وب سایت
نویسنده: سیامکچهارشنبه 31 خرداد1385 ساعت: 23:22سلام دوست من ! …خوبی !؟…. ممنونم از مهربانی های همیشگی ات … خیلی مشتاق خواندن این کتابم و جلیل عزیز هم همیشه لطف داشته است … شعر انتخابی ات هم این اشتیاق به خواندن را بیشتر می کند …ممنون از معرفی ات …شاد باشی و برقراروب سایت پست الکترونیک
نویسنده: آشفتهپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 2:11سلام. بوی باران می دهد، کوچه های مه گرفته ی امروز!وب سایت
نویسنده: تبسمپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 10:56خوب یادم هست کار غزل معاصر هم کشف بود!…وبلاگ شما با هر اسمی که بنویسید و وبلاگ شاعرانه ها… همیشه جایی است که آدم دست خالی برنمی گردد….امیدوارم کفشهای مکاشفه تان هر گز پاره نشود!وب سایت
نویسنده: شیداییپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 11:28حتما می رم دنبال کتاب .. شعر رو دوست داشتم خیلی ..وب سایت
نویسنده: ایلارپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 14:24سلام فرهاد … چه تم باحالی داشت این شعره .. خوبید؟؟؟ نه خسته از کار و زندکی.. سر زنده بمانید !
نویسنده: سمانهپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 16:54سلام .
باید کتاب پر باری باشه .
شما هم که کاشاالله روی هر چی کاشفه سفید کردید …
پاینده باشید .وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: گمشده(LOST)پنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 17:9چی بگم!وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: پریاپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 18:46شعر بسیار زیبایی بود…چقدر کتاب باید بخرم من !وب سایت
نویسنده: محمد روحانی ( نجوا کاشانی )پنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 19:28سلام ، زیبا بود و دلنشین ، کارهای آقا جلیل همیشه این چنین است
کهنه و نو هردو با این آشنا خو کرده اند
هم دلش را ، هم زبانش را سخن گو کرده اند
واژه های مهربان با التفاتی کم نظیر
در نگاه او گل آیینه را بو کرده اندوب سایت
نویسنده: نوید شکیباپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 20:10بادلسرود صبح دل انگیز یک سلام
الحمدُ . . . . آشنایی ما اتفاق افتاد .
در فصل خیس ،پنجره هایی که انتظار
را در گلو میکشند .
_ بردوش خود هوار _.
سلام از اینکه بعد از سالیان سال 78 تا امروز که وبلاگت را از صالح سجادی گرفتم
خوشحالم که دوباره در جمع دوستانی برای اینکه مرا بیادبیاورید اسفند سال 78 کرمانشاه جشنواره شعر گل نرگس
مثل همیشه عالی می نویسیوب سایت
نویسنده: افسانه ناورانپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 20:42سلام به وبلاگ آواز بی نقطه سر بزنید جناب صفاریان مایل به تبادل لینکم نظرتون رو بفرمایید 4 روز هست که باز شده . منتظر نظراتتون هستم دوست عزیزوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: یاراستادپنجشنبه 1 تير1385 ساعت: 23:36زیبا کار کردی به نظر تو عشق چیه به چه عشقی عشق متعالی می گن به من سربزنی خوشحا ل می شموب سایت
نویسنده: حس اولجمعه 2 تير1385 ساعت: 1:48سلام فرهاد عزیز
ممنون بابت معرفی کتاب
در جریان تعویض قالب وبلاگم لینکت پاک شده بود که با افتخار اضافه شد
با غزلی بروزم سری بزن ونظریاگر چه حافظ می فرماید:
خوشادلی که مدام از پی نظر نرود…وب سایت
نویسنده: غزل محضجمعه 2 تير1385 ساعت: 1:59سلام فرهاد جان پرنگ به جمع ما اضافه شده است
تو هم بیا
در ضمن نیامده لینکتان را اضافه کرده ایموب سایت
نویسنده: حيدر ميرانيشنبه 3 تير1385 ساعت: 12:37سلام ….نمي پرسي دگر از ما نه حالي و نه احواليوب سایت
نویسنده: رضا آشفتهشنبه 3 تير1385 ساعت: 20:35جنگ ! بلایی که همه را به ویرانه می کشاند درست مثل روزگار فعلی ما .وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: بهارشنبه 3 تير1385 ساعت: 21:8خیلی خوب و بیاد ماندنی و کمی زاگرس!
مثل همیشه بسیار زیباموفق باشید.منم به روزم سر بزنید خوشحال میشموب سایت
نویسنده: میرزاییيکشنبه 4 تير1385 ساعت: 2:5سلام عزیز با غزل114 و کمی حرف بروز شدم ………بر می گردم تا بعدوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: پیریيکشنبه 4 تير1385 ساعت: 16:56وبلاکت را آهنگر نژاد معرفی کرد موفق باشید عالیه
به ما سر و لینک بزن !وب سایت
نویسنده: احسان پرسايکشنبه 4 تير1385 ساعت: 19:49سلام.
فرهاد جان باورت می شه اون شعر شلوار کردی رو که خوندم تنم لرزید
لامصب چه شکوهی داره : کمی زاگرس !وب سایت
نویسنده: آرش شفاعیدوشنبه 5 تير1385 ساعت: 9:40سلام جام جم یکشنبه 4 تیر اون مطلب که زحمتشو کشیده بودی کار شد به جلیل هم بگو عکس و شعر و بیوگرافی بفرسته البته شعر قابل چاپ!وب سایت
نویسنده: محروم_25دوشنبه 5 تير1385 ساعت: 12:23سلام
ممنون که اومدیدوب سایت
نویسنده: حمیدرضاشکارسریدوشنبه 5 تير1385 ساعت: 14:22سلام و احترام
شعرهایت عالی هستند خصوصن آن شعر که در آن پشت دیوار نقاشی پسرت گم شده بودی . راستی به آقای جلیل آهنگر نژاد سلام مرا برسان و بگو خوشحال می شوم کتابش را بخوانم . باز هم خدمت خواهم رسید .وب سایت
نویسنده: مرتضادوشنبه 5 تير1385 ساعت: 14:34سلام فرهاد خان. مشتری همیشه ایم و دعاگو. همیشه و هنوز.وب سایت
نویسنده: فرهاددوشنبه 5 تير1385 ساعت: 15:3آقای شکار سری ممنون از نظرتان! این شعرها از همین کتاب تازه چاپ شده آقای آهنگر نژاد انتخاب شده اند. البته اشتباه از من است باید اسمش را زیر شعر ها هم می نوشتم. به هر حال یک دنیا ممنون.آقای آهنگر نژاد هم زحمت بکشند برای آقای شکار سری هم یک کتاب کنار بگذارند….وب سایت
نویسنده: نیروانادوشنبه 5 تير1385 ساعت: 16:31آره…
خیلی گذشته از اون روزا… خیلی…وب سایت
نویسنده: حمید سهرابیدوشنبه 5 تير1385 ساعت: 19:40سلام هم شهری. حتمن می خرم…وب سایت
نویسنده: یکتادوشنبه 5 تير1385 ساعت: 21:47ٍسلام … تماس گرفتم قسمت نبود … فعلا این شماره را بدهم خدمتتان که شرمنده نمانم باز تا … 88887084 … موسسه ایران کانادا … البته فعلا خودم مجتمع فنی می رم که از اینجا هم شرایط خوبی داره برای یادگیری … تعداد دوره ها هم کمه … بانو را سلام برسانید …وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: محمد روحانی (نجوا کاشانی)سه شنبه 6 تير1385 ساعت: 0:32سلام ،
دلتنگ نوشته های نابم چه کنم
از خواب پريده روح خوابم چه کنم
ژرف است سوال من به تعبیر نگاه
چشم تو نمی کند جوابم چه کنموب سایت
نویسنده: همایون عطاییسه شنبه 6 تير1385 ساعت: 1:6سلام
فرهاد جان
احوال شريف
من بروزم خوشحال مي شوم نظر انتقادي خود را در باره ي شعرم بيان كنيدوب سایت
نویسنده: پوریا سوریسه شنبه 6 تير1385 ساعت: 4:15سلام جگر … توو هفته ی دیگه میام بریم اونجا که قرار شد بریم !!! او کی؟وب سایت
نویسنده: پژمان الماسینیاسه شنبه 6 تير1385 ساعت: 4:18خوش به حال آقا جلیل
ما که رفتیم…وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: پژمان الماسینیاسه شنبه 6 تير1385 ساعت: 4:18آخرین پُست «چای تلخ»…
«چای تلخ» هم بالاخره تمام شُد،
“برای آخرین بار؛ بیا.
پژمان الماسینیا
(چای تلــــــــــــخ)وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: بهارسه شنبه 6 تير1385 ساعت: 9:23سلام
شعر انتخابی تون حرف نداشت راستی هناره یعنی چی؟دایره لغاتم محدوده!وب سایت
نویسنده: مجید سعدآبادیسه شنبه 6 تير1385 ساعت: 14:8جالب بود سری بعدی که کار جدید نوشتی به منم خبر بده میام نقد میکنم به منمئ سر بزن بد نمیگذرهوب سایت
نویسنده: محمد روحانی (نجوا کاشانی)سه شنبه 6 تير1385 ساعت: 23:33سلام ،
همسايه به روز است و شما راخبری نيست
در خــانــه ی او زمــزمــه ی مختصری نيستوب سایت
نویسنده: کبوترچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 13:19سلام … چند شب پیش بخشهایی از شعر بصیرت سایه ها از جناب رضا صفریان رو شنیدم …. تقاضا بیشتر شبیه است تا پیشنهاد اینکه
به سبک غزل معاصر , اینجا هم … اگر شد و صلاح دانستید ما را مهمان انتخاب ِ خودتان از آثار ایشان کنید . با احتراموب سایت
نویسنده: آرش شفاعیچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 14:57مخلصیم…وب سایت
نویسنده: لی لا- آبی آسمانیچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 15:28واقعن مبارک باشه … شعراشون خیلی زیباست… گرچه من ارادت خاصی دارم به اهالی آن سرزمین.
هر پست کامنت جداگانه ای خواهد داشت. حرفهای خارج از موضوع – خیلی خارج از موضوع- می روند توی پرانتز باز فقط وگرنه هر پست مستقل عمل میکند.
به راضیه ی عزیز سلام وی}ه برسانید. دلم واقعن برای ان شیرینی دوست داشتنی شان تنگ شده.وب سایت
نویسنده: حمید رضاچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 16:49سلام خسته نباشی دوستم
کرهای زیبایی بودوقابل بحث/سر بزنید/منمتظرموب سایت
نویسنده: امیر سعیدچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 16:57سلام فرهاد جان شعر و عکست را در روزنامه جام جم یکشنبه چهارم تیر زیارت کردم یکدفعه دلم برات تنگ شدوب سایت
نویسنده: سید علی میرافضلیچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 18:52سلام. پريروزها در روزنامه جام جم شرحي در مورد شما خواندم و دو غزل زيبايي كه از شما نقل فرموده بودند. شما كه حرفتان نافذ است، ميشود به آقاي آهنگر نژاد بگوييد كتابي هم براي ما كنار بگذارند؟وب سایت
نویسنده: نیرهچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 20:38اون بنده خدا هم اومده کامنت گذاشته و ظاهرا نمی خواسته خودشو جای شما جا بزنه …اشتباه شده …شعر آقای آهنگر نژاد را هم خواندم
نویسنده: ساراچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 21:0سلام
زیبا می نویسی
پایدار باشی و سر خوش
یا حقوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: آمیرزا قلمدونچهارشنبه 7 تير1385 ساعت: 21:15سلام رییس جان !
خوبی؟ دلم برات تنگه بد فرم !
دست جلیل خان هم درست .
قربان تو.
نویسنده: م ر تپنجشنبه 8 تير1385 ساعت: 4:47سلام . بزرگواری فرمودید و استفاده بردیم. این هم کشف جالبی است که نوشته اید آقای قزوه مرحوم هراتی را کشف کرده. اگر اینطور باشد باید بگوییم هم کشف فرموده اند هم کرامت!وب سایت
نویسنده: مریم ترینپنجشنبه 8 تير1385 ساعت: 11:28سلام…به خدا من خالی بند نیستم…محسن؟! شاید!!!!!!!!!!!…..وب سایت
نویسنده: امید نقویپنجشنبه 8 تير1385 ساعت: 15:36سلام فرهاد جان. آقا از خبرت ممنون. انشاا… تهیه میکنیم. به جلیل عزیز هم تبریک میگم. شاد باشی… سلام برسان. بایوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: نوید شکیباپنجشنبه 8 تير1385 ساعت: 16:12سلامی دوباره در این روزهای سرد
مثل همیشه عالی نوشته اید ما که نمی توانیم
نویسنده: بانوي ارديبهشتپنجشنبه 8 تير1385 ساعت: 17:28سلام. شعر كردي ام داره؟ حتمآ مي رم دنبالش..وب سایت
نویسنده: غلامرضا رزمیپنجشنبه 8 تير1385 ساعت: 19:47سلام آقای صفریان
اولا اینکه از آشنایی با شما خوشوقتم
دوما سلام منو به جلیل برسون
سوما لینکت با افتخار به وبلاگم اضافه شد
چهارما با یه غزل کلاسیک بروزم و منتظر حضور سبزت
یا علیوب سایت پست الکترونیک
نویسنده: امید حلالیجمعه 9 تير1385 ساعت: 23:19دوست عزیز سلام
به روزم با آخرین شعرم با نام عزیمت .
ممنون اگر سر بزنی و نظرت را در مورد آن بگویی
با تشکروب سایت
نویسنده: محمد حسنشنبه 10 تير1385 ساعت: 2:28سلام
و دیگر هیچوب سایت
نویسنده: ابن محمودشنبه 10 تير1385 ساعت: 9:42سلام مؤمن. قرار نيست اين شلوار كردي را از پاي اين وبلاگ درآوريد و مطلب جديدي بگذاريد. چشممان سفيد شد. البته خواندن شعر آقاي آهنگرنژاد حكايت قند مكرر است/ اما گفته اند: آب حيوان بكشد نيز چو از سر گذرد. مطلب جديد لطفاً.وب سایت
نویسنده: افسانهشنبه 10 تير1385 ساعت: 9:59سلام
کارتون بسیار عالیه… بعد از مدتها جایی رو پیدا کردم که می شه از خوندن مطالبش لذت برد…
خوشحال می شم به یادداشتهای من هم سری بزنیدوب سایت
نویسنده: بهمن قره داغیيکشنبه 18 تير1385 ساعت: 20:40دوستانی مثل شما که از اهالی فرهنگ و…می باشید مایه ی خوشحالی ست . شاد باشیدوب سایت
نویسنده: دوست مهرباندوشنبه 9 مرداد1385 ساعت: 16:241-آقا جلیل شما در شعر فارسی به بنبست رسیده اید
2-دنبال شعر کردی تان بروید
3-یا نه بهتر است شعر نگویید
4-از این چرت و پرت ها زیاد شنیده ام
5-فقط غزل
6-آقا فرهاد عزیز ببخشید زیاد نوشتم (شعر ها و خودتان را دوست دارم)
salam
matn e ghashangi bod
moafagh bashid