Posted in شعر ديگران on ژانویه 23, 2008 | 5 نظرات »
اگر چه شک عجيبی به «داشتن» دارم
سعادتي ست تو را داشتن که من دارم!
کنار من بِنِشين و بگو چه چاره کنم؟
برای غربت تلخی که در وطن دارم؟
بگو که در دل و دستت چه مرهمی داری
برای اين همه زخمی که در بدن دارم؟
مرا به خود بفشار و ببين به جای بدن
چه آتشي ست؟ که در زير [...]
Read Full Post »
Posted in شعر ديگران on ژانویه 23, 2008 | بیان دیدگاه »
او دوست بود با کلمات و ستارگان
بر برجی از فلز، شب خاموش پادگان
میخواست نامهای بنویسد، ترانه خواند
تا ماه را به خواب کند، مثل کودکان:
دلتنگ نیستم که بپرسی برای که؟
عاشق که نيستم که بگويی چرا جوان؟
این ابرها برای تو بالش کن و بخواب
ماه عزیز، ماه جوان، ماه مهربان!
سرباز، فکر کرد به یک روز خط خطی
سرباز، فکر [...]
Read Full Post »
Posted in موسيقي on ژانویه 23, 2008 | بیان دیدگاه »
“وارانه” عنوان غزلي از شاعر بزرگ غزلسراي كرمانشاهي است كه به حق از پيش قراولان غزل نوين فارسي است ودر تذكره هاي زيادي از او بدين عنوان ياد شده است من خودم به شخصه وام دار غزل اين بزرگوارم. يادش بخير غزل ” گفتي خدا نخواست نگفتي چرا نخواست/ ما هم نخواستيم خدا خواست يا نخواست” و…اما خود [...]
Read Full Post »
Posted in معرفي كتاب on ژانویه 23, 2008 | بیان دیدگاه »
نشر نزديك مجموعه شعر “دارم به ساعت مچي ام فكر مي كنم” سروده شاعر ،منتقد و پژوهشگر ارجمند جناب آقاي سيد علي مير افضلي را در ۲۲۰۰ نسخه چاپ كرد.اين كتاب مجموعه اشعار شاعر از سال۸۳تا ۸۵ است كه در انواع قالب شعري( از غزل گرفته تا سپيد و طرح و نيمايي)سروده شده و الحق والانصاف شعرهاي [...]
Read Full Post »
Posted in متفرقه on ژانویه 23, 2008 | بیان دیدگاه »
امروز را بی تو خفتم
فردا که خاک را به باد بسپارند ؛
تو را یافته ام ،
تو را یافته ام.
“احمدرضا احمدی
Read Full Post »
Posted in متفرقه on ژانویه 23, 2008 | بیان دیدگاه »
من نوشتم از راست
تو نوشتی از چپ
وسط سطر رسیدیم به هم .
چهارمین دوره جشنواره بالی برای پرواز (قالب طرح)
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:31 توسط فرهاد صفریان ©
Read Full Post »
Posted in شعرهاي خودم on ژانویه 23, 2008 | بیان دیدگاه »
تا تو را در ازدحام کوچه ها گم کرده ام
ابرم و در لابلای شب تراکم کرده ام
مردمِ چشمم میان چشم مردم مانده است
آنقدر من جستجو در بین مردم کرده ام
آری آری پرگرفتی از حصار تنگ ما
پشت پرچین دلت بیهوده گندم کرده ام
واژه در اندیشه ام پیوسته در جا می زند
لب ندارد خامهء شعر [...]
Read Full Post »